میترا یکی از چهرههای بنیادین در سنتهای دینی و اسطورهای ایرانی و جهان هندواروپایی است که در گذر زمان، از متون اوستایی تا میترائیسم رومی و سنتهای رازآمیز متأخر، دستخوش بازتفسیرهای مفهومی و آیینی شده است. این پژوهش با رویکردی مروری–تحلیلی و تطبیقی، به بررسی مفهوم نجات و رستگاری در سنت میترایی میپردازد و نشان میدهد که این مفهوم چگونه در سه بستر تاریخی متمایز—میترای ایرانی، میترای رومی و متون رازآمیز متأخر—صورتبندیهای متفاوتی یافته است.یافتهها نشان میدهد که در سنت ایرانی، نجات عمدتاً در چارچوب داوری اخلاقی و کیهانی تعریف میشود و میترا بهعنوان ضامن پیمان و راستی، نقش ناظر بر سرنوشت روح را ایفا میکند. در میترائیسم رومی، این الگو به نظامی آیینی و صعودمحور تبدیل میشود که در آن، درجات آیینی و ساختار مهرابه، مسیر هماهنگی تدریجی روح با نظم کیهانی را ترسیم میکنند. در متون رازآمیز متأخر، بهویژه «لیتورژی میترا» در پاپیروس PGM IV، نجات بهصورت تجربهای رمزی و نورانی بازنمایی میشود که هدف آن، صعود روح و دستیابی به جایگاه جاودانان است.
دیدگاه خود را بنویسید