مطالعات میترایی در دهههای گذشته غالباً تحت سلطه خوانشهای تقلیلگرای نمادمحور—بهویژه تفسیرهای نجومی و خورشیدی—قرار داشتهاند؛ رویکردهایی که میکوشند میترا را به بازتابی از نیروهای طبیعی یا کیهانی فروکاهند. این مقاله با اتخاذ رویکردی تحلیلی–تطبیقی و آیینمحور، نشان میدهد که چنین خوانشهایی از درک منطق درونی سنت میترایی، بهویژه در باب نجات و صعود، ناتواناند. پژوهش حاضر با نقد نظاممند خوانشهای نجومی و همسانسازی میترا با Sol Invictus آغاز میشود و سپس با تمرکز بر مهرابه، بدن و تجربه آیینی، بدیلی روششناختی برای فهم میترائیسم ارائه میدهد.در بخش تطبیقی، مفهوم نجات و صعود در میترای ایرانی و میترائیسم رومی بررسی میشود
دیدگاه خود را بنویسید